فقر،قصه بلند غصه ها

فقر، توان سوز و جان فرساست؛ چونان سایه دهشتناکی که روز شادکامی را به شب سیاهی پیوند
می زند؛ چونان رهزنی که بی رحمانه بر زن و مرد و پیر و جوان و بزرگ و کودک هجوم می آورد و
آنان را چون دژخیمی شقاوت پیشه شکنجه می کند. فقر، دزد لبخندهاست، غارتگر شادی ها، و
دشمن پر خشم عاطفه ها و مهرورزی ها. فقر، سلامت سوز است و اندوه زا، مرارت آور است و
رنجْ سوغات. فقرْ نداری، بدبختی و تلخ کامی است. فقر، قصه بلند بسیاری از غصه هاست.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:15 توسط منصوره بخشی
|